ايرج افشار
121
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
شده بودند از سادات عظام و قضات اسلام و ائمهء كرام و اعلام مشايخ و موالى و اعيان و اهالى و ساير عساكر گردون مآثر با آيينها و تجملات سوار شوند « 1 » و در صحرا يا سال كشيده ، هر جوق در محلى « 2 » لايق و به ترتيبى « 3 » موافق كه تواچى مقرّر نمايد بايستند تا حضرت سلطانى ديگربار آفتابوار هر طايفه را به نظر التفات مشرّف فرمايد . ملازمان ديوان صدارت « 4 » اخبار ارباب عمايم نمودند و تواچيان جار به عساكر منصوره رسانيدند و هريك از محلّ خود به آيين و تمكين تمام « 5 » سوار شدند و رايات منصوره بر منجوق عيّوق افراختند و از غريو كوس و كور كه گوش ساكنان افلاك را كر ساختند . بيت يكى روز خرمتر از نوبهار * گزيدهترين روزى از روزگار [ a 20 ] همه صف كشيده دليران كين * گرفته كران تا كران زمين علمها بر افلاك افراخته * دليران همه سورن انداخته حضرت سليمان مكانى درع داودى پوشيده از خود مصقول سايه بر آفتاب انداخته « 6 » و چون شهاب ثاقب رمح آتشبار به عيّوق برافراخته . گفتى خودش بر سر خود اكليلى است كه منزل خورشيد شده ، يا خورشيدى به برج اسد رسيده . بلكه هاله نه به طريق معتاد آفتاب را احاطه نموده ، اگرچه فلك كواكب را احاطه كند عكس آن كواكب روشن چشمههاى جوشن آن سپهر عظمت و اقبال را احاطه نموده ، درعش از مشاهدهء آن طلعت فرحفزا نرگسوار سر تا پا ديده گرديده ، سليمانوار بر تندباد بارهء جهانپيما سوار گرديده ، يكرانى كه بر وهم دورانديش مسابقت نمايد و بر برق خاطف مسارعت جويد . با جمعى از خلّص اعيان در ميان آن ميدان جولان مىفرمود و تمامت عساكر دايره كردار گرداگرد آن مركز پادشاهى « 7 » و محط انوار الهى برآمده بودند .
--> ( 1 ) . ط : شده ( 2 ) . ط : محل ( 3 ) . ط : آيينى ( 4 ) . ط : ديوان الصداره ( 5 ) . از ط آورده شد ( 6 ) . ط : از حضرت سليمان تا اينجا ندارد ( 7 ) . ط : پادشاه